وقتی در زندگیمون به این دو واژه بر می خوریم در نگاه اول شاید هر کسی فکر کند که جزء لاینفک یکدیگرند.
ولی با نگاهی دقیقتر خواهیم دید که این دو مقوله هائی هستند جدا از یکدیگر و هر کدام با مفهومی کاملا مجزا.
به نظر من وابستگی قائم بر شخص است و عادت قائم بر شیء ِ پس ایندو را نمی توان در یک جا و به یک معنا به کار برد.
وابستگی فراتر از عادت است. عادت چیزی است که در زندگی روزمره انسان مرتبا تکرار می شود و کم کم می بینیم در زندگیمون جایگاهی خاص پیدا کرده است.
به طور مثال ما مدتی برای تفریح و سرگرمی هر روز عصر از منزل خارج شده و با هدف یا بی هدف چند ساعتی در خیابانها سر می کنیم و مجددا به منزل باز می گردیم ِ این عمل اگر مدتی پشت سر هم تکرار شود برای ما ایجاد یک عادت میکند و اگر یک روز بنا به هر دلیلی متوقف شود انگار که گم کرده ای داریم و همان روز کلافه ایم ِ این موضوع ممکنه برای هر کسی پیش آمد کرده باشد.
این وابستگی نیست بلکه عادت است و اگر چند روز تکرار نشود به کلی از ذهن پاک خواهد شد و زندگی روال عادی خودشو پیش می گیرد.
در اینجا این جرات را به خودم می دهم که بگویم درجه آخر عادت اعتیاد است و ممکن است نسبت به هر چیزی به وجود بیاید و می توان گفت که عادت به جسم و مادیات است نه به روح و معنویات.
البته من منکر این موضوع نیستم که جسم و مادیات با روح و معنویات رابطه مستقیم و نزدیک دارند ِ ولی در کل مجزاست و می توان به راحتی آن را کنترل کرد.
در مقابل عادت ِ وابستگی روحی و معنویست و عدم تکرار نمی تواند آن چیز را که در نهاد انسان است و خودمانیتر بگویم در دل نقش بسته است ِ بر طرف کند. چون با احساسات انسانی همراه است .
شاید در ادامه بتوان درجه آخر وابستگی را عشق نامید. به طور مثال علاقه درونی و غیر آموخته ُ دختر به پدرش یک نوع وابستگی به شمار میرود که یک رابطهُ روحی و روانی عمیق میباشد. به طوری که می توان دختر را عاشق پدر نامید و حتی اگر خدائی ناکرده پدر عمرش را از دست بدهد برای دختر هنوز زنده است و با وی زنگی میکند. در اینجا شاید بپرسید چرا من دختر و پدر را مثال زدم و نگفتم پدر و فرزند! چون بعضی از روانشناسان معتقدند پدر اولین عشق دخترش است .
وابستگی بر خلاف عادت هیچگاه از یاد نمیرود چون در دل نقش بسته است. و هر چیز بر دل نشست به آسانی از آن خارج نمی شود.
در اینجا فرق وابستگی و عادت به خوبی مشخص شد و نتیجه اینکه عادت مساوی است با اعتیاد و وابستگی مساوی است با عشق ِ و در مورد اول بهتر است که به چیز یا کسی عادت نکنیم که اگر روزی نبود ِ برایمان مشکل ساز نباشد و در مورد دوم مواظب باشیم که به چه کسی وابسته می شویم ِ اگر خواستیم وابسته شویم اول خوب بشناسیم تا خدائی نا کرده نا کام با احساساتمان بازی نشود.
یا حق
|
+| نوشته شده توسط
کسری در جمعه سیزدهم مهر 1386
|