تبليغاتX
همراه با ققنوس - تفعلی می زنیم به حافظ شاید جواب سر گشتگی دلمون باشه
صمیمیت و سادگی همراه با مطالبی بدون ریا و خود پسندی در کنار نظرات دوستان فرهیخته
 تفعلی می زنیم به حافظ شاید جواب سر گشتگی دلمون باشه

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست

پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان

نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست

سر فرا گوش من آورد و به آواز حزین

گفت ای عاشق دیرینهُ من خوابت هست

عاشقی را که چنین بادهُ شبگیر دهند

کافر عشق بود گر نشود باده پرست

برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر

که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

آنچه او ریخت به پیمانهُ ما نوشیدیم

اگر از خمر بهشت است و گر از بادهُ مست

خندهُ جام می و زلف گره گیر نگار

ای بسا توبه که چون توبهُ حافظ بشکست

یا حق

|+| نوشته شده توسط کسری در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386  |
 
 
بالا